![]() |
![]() |
|
| بدون شرح |
|
می اندیشیدم که گناه
تکرار تجربه هاست
|
|
+ نوشته شده در
87/05/16ساعت 7:32 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
دروغ های احمدی نژاد منتشر شد:
(شما هم دورغ هایی که از دکتر احمدی نژاد شنیدید رو به این لیست اضافه کنید) 1. دولت مهرورز با نوع لباس پوشیدن مردم کاری ندارد (راه اندازی هزاران گشت ارشاد و دستگیری گسترده جوانان) 2. پول نفت رو بر سر سفره های ملت میریزم (قیمت بنزین شد 400 تومان و بنزین سهمیه بندی شد) 3. اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام میکنم (سه ساله منتظریم !) 4. با طرح امنیت اجتماعی موافق نیستم ......... |
|
+ نوشته شده در
87/05/04ساعت 15:8 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
don't wait until people are dead to give them flower
براي دادن گل به ديگران منتظر مراسم تدفين آنها نباشين
|
|
+ نوشته شده در
87/05/04ساعت 15:2 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
عشق غالبا یک نو عذاب است اما محروم بودن از آن مرگ است |
|
+ نوشته شده در
87/05/04ساعت 15:0 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
دستهایی که کمک می کنند
مقدس تر از لبهایی هستند که می خندانند
|
|
+ نوشته شده در
87/05/04ساعت 14:53 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
باید اسب بود و نجابت را به خر ها فهماند |
|
+ نوشته شده در
87/04/20ساعت 20:36 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
چی شده چی شده سایه ی بی چشمه ی آبی ندارین
دیگه مجنون ندارین خونه خرابی ندارین
همه عاقل شدن و فکر حساب اند و کتاب
دیگه در شیشه ی عشق بوی گلاب ی ندارین
|
|
+ نوشته شده در
87/04/16ساعت 10:46 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
چه اوقات سختی که بر ما گذشت
گواه دل ریش ما ماه بود
دمی شک نکردیم به شاهراه ها
دریغا که بیراهه ها راه بود
|
|
+ نوشته شده در
87/04/15ساعت 18:44 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
ای نازنین گلبانو
مهد آفرین شهبانو
خونه رو خاک گرفته
از بی کسی تا زانو
شکوه تخت جمشید
تاراج آشنا شد
پایه ی تخت کوروش
چوبه ی دار ما شد
پرچم شیر و خورشید
بی یال و دم رها شد
جهنمی به نام
دین خدا به پا شد
رنج زیادی بردیم
از دنیا ضربه خوردیم
افتادیم از بزرگی
اما هنوز نمردیم
|
|
+ نوشته شده در
87/04/15ساعت 18:36 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
تکرار یک اشتباه و در انتظار نتیجه ی متفاوت ماندن
یعنی دیوانگی |
|
+ نوشته شده در
87/04/11ساعت 1:0 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
گوهر از سنگ است ما گرانش کرده ایم
اینچنین بوده است ما چنانش کردیم سنگ زیبا بدخشان پاره سنگی بیش نیست ما زغفلت زینت تاج شهانش کرده ایم |
|
+ نوشته شده در
87/04/11ساعت 0:52 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
بزرگترین گناه آن است که به کسی که تورا راستگو می پندارد
دروغ بگویی |
|
+ نوشته شده در
87/04/11ساعت 0:44 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
درد ها از خطاهاست
بیایید خطا نکنیم |
|
+ نوشته شده در
87/04/11ساعت 0:37 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
تا موقعی که به چیز های جدید فکر نمی کنید
به همان جایی خواهید رسید که هستید |
|
+ نوشته شده در
87/04/10ساعت 16:44 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
۲۰ميليون فقير
7 ميليون بيكار 4 ميليون معتاد 300 هزار زن تن فروش 14 ميليون بيمار روانى 600 هزار كودك كارگر يك و نيم ميليون محروم از تحصيل 8 ميليون بيسواد 180 هزار نابغه فرارى با 30 تريليون و400 ميليارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها 450 هزار تصادف در سال 40 هزار بيمار ايدزي سن بزهکاري زير 10 سال کف سني فحشا 14 سال و کف سني اعتياد 13 سال و... اينجا ايران توست عزيزم به ایران خوش آمدید |
|
+ نوشته شده در
87/03/30ساعت 17:4 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
وقتی کسی رو بیش از اندازه ی واقعیش برای خودمون بزرگ میکنیم
کوچک ترین عمل احمقانه اش بزرگ ترین ضربه برای ما خواهد بود |
|
+ نوشته شده در
87/03/30ساعت 16:56 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
زندگیم حالا واسم یه جور هوس شده
آرزوم بالا نیومدن نفس شده اون عقده ی داشتن غربت و خفت نشون دادی خدا بودی از یادم غفلت منتظرم توی زندون سردی که نشون به اون نشون در حال دردی که حالا می گی ......... برو بخواب توی قبرت نیا بیرون خدا بمون همون پشت ابرت روزگار سیاهه من بازیچه ش شدم خدا چیم کم بود به این عاقبت شدم؟
مادرو پدرم ازم راضی نیستن
اینهمه دلیل دارم خدا کافی نیستن؟
چی بودم و چی بشم فرقی نیستش
بین منو خدا دیگه هیچ حرفی نیستش......... |
|
+ نوشته شده در
87/03/03ساعت 13:37 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
زندگی یه بازی نیست بلکه هوسه تو خلوت
مسیر معین بن بستیه به نام شهوت تجربه یه جسم مرده ست به دستت خاک میشه اما سایه ی حادثه ش کنار تو راه می ره مهر دوست قدیمی تم می گیرنش روی آسفالت زیر سقف زندگیتم با ترس وارد میشه چشات پشت سکه ی بی ارزش به ققنوس بها میدن اینا باید تو خواب افسانه ای به فنا برن |
|
+ نوشته شده در
87/03/03ساعت 13:28 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
من مجرم نیستم افتادم تو یه جای پرت
تو این جنگل واسه آزادی واست می ذارن شرط هرثانیه ی ساعت که خواستار حادثه ست تن من نمیخواد بمونه مقصر جاذبه ست ستاره ها نزدیک نمی شن تا بسوزونن این ترس نزدیک شدن بهتره بشینن آروم سر درس غول آهنی پیروز شد خیلی ما باخت دادیم مجبوریم قبول کنیم ما ظاهرآ کمی شادیم آتیش بی ناموس جمع پیروز شد با یه ترفند که خیلی یارو ثابت نگه داشت با خواب لبخند زحمت دستات گرفته شد بدون حرف زدن تو این جنگل باید لال باشی بدون حرف زدن |
|
+ نوشته شده در
87/03/03ساعت 13:21 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
من شب شیشه ایمو میشکنم با چنگال خشم
سهم زندگیم و ذره ذره می گیرم ازش نمی ذارم تو تاریکی توهم بشه حاکم حتی اگه تو جنگ با عشق کشته شم و بشم مجرم دستای خونی م و دیدی به آرزوت رسیدی وجدانم و گرفتی و بهم مادیات میدی؟ اینجاهاست که می گن مرگ بهتر از زندگیست آغاز حکومت جدید برگشت برده گیست پرواز مجازیست وقتی تو سکوت من خود به خود چشام بسته می شه می لرزه بدنم اون روز روز وداست روز مرگ تو هچلم بدون که هیچکس انسان نیست و منم یه بدلم... |
|
+ نوشته شده در
87/03/03ساعت 13:13 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
هزاران کیلومتر تو آسمون باید پر واز کرد
خیلی چیزا به چشم تازه س اونوقت باید آغاز کرد شروعی که یه بغض می سازه چرا خوشی تو غربت می فهمی که یه فراری تو تو بازار خفت اونجا می شی یه پادشاه اما خیلی تنها اما انقدر نمی فهمی که باز گم شدی تو فردا تو زیر زمین مجازات خیلی یا رفتن عزیز هیچ اثری ازشون نیست مثل اونا نباش مریض چشم من خسته س می رم بخوابم اما توی قبر ولی نه بیدار می مونم واسه مرگت میکنم صبر |
|
+ نوشته شده در
87/03/03ساعت 13:7 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
تو سپیدی یا سیاه؟ چهرت یه انسان نماست
بیا با در ابدیت منو بکن خلاص به دهانه ی خشم شب بگو از پیشم بره بگو چرا ستاره دیده نیست شبم پر از مه بگو که خاطره ی نفس کشیدنم یادم نیست بذار از اشکت همه سرزمینمون بشه خیس شب مهمونیه مرد سیاه پوش تا اینجا رسید قانون هنوز ثابت شده س که از مهمونی نرید |
|
+ نوشته شده در
87/03/03ساعت 13:1 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
دستی رو گره زدن تا حکومت نشه عوض
واسه همین باید ببینیم هزاران علف هرز جغدسیاه تو دل شب شیپور پیروزی زد برد ما یعنی حفظ اصالت دیروزی مرد از زهر قلمم به تلخیه شب غلبه کرد لبخند امید دهنده تونم هست مدد زرد نذارین شرط که خیلی آسونه پدید درد نمیشه سرد دیگه کسی با حرف نمیشه طرد بازیه ترس تجربه ها بهت نمیده درس آدم مست هیچوقت واسه ی تو نمی شکست همیشه هست قانون مگه عقیده شه عوض تو شیشه شد این خون بدون موی لای درز |
|
+ نوشته شده در
87/03/03ساعت 12:56 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
من توی فردا مردم وابستگیه ترسناک
روزا داره منو میکشه سردو غمناک که ساخت نفسم سخته تو این غروب سرد من منجمد شدم و روزا منو عوض کرد تو خیابونای خالی پر از ادم مجازی مگه می شه تو این تنهایی تو خودتو نبازی وقتی از کنارت رد میشن سایه میدن نشون انگار که پاهات از دست رفتن می ری کشون کشون به سمت چیزی که آرزوته فقط ببینیش که گل زندگیتم توی تاریکی می چینیش تواوج شب آرزوم روشناییه ٬ ماشدیم غرق انگار که شهر بی نور شده و نمی یاد هیچوقت برق کسی که طرد می شد از وقتی چشماش میشد باز تا وقتی که تو یه رنگی سر جاش میشد دراز داش آرزوی مرگ همیشه تو سینه ی خسته ش که تنها تکیه گاش همیشه بود در بسته ش فرد منو ماییم چون خودمون میخوایم و بس به علت بزرگیه اتاق فقط داریم نفس پس بذار نا امید بشی که نفس می شه تموم بهار مجازی مونم به زودی میشه خزون |
|
+ نوشته شده در
87/03/03ساعت 12:49 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
دهقان فداکارپيرشده
چوپان دروغگو عزيزشده شنگول و منگول گرگ شدن کوکب حوصله ی مهمون ر و نداره کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه روبا و کلاغ دستشون توي يک کاسه است حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوي يک شرکت آبدارچي شده آرش کمانگيرمعتاد شده شيرين،خسرو و فرهادو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي رستم و اسفندياراسباشونو فروختن و باموتور ميرن کيف قاپي!
راستي سر ما ايرانيها چه آمده؟ |
|
+ نوشته شده در
87/01/24ساعت 21:13 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید
تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد |
|
+ نوشته شده در
87/01/24ساعت 21:10 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
سال نو همه مبارک
|
|
+ نوشته شده در
87/01/05ساعت 21:35 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
انسان مانند رود خانه است
هرچه عمیق تر باشد آرام تر است |
|
+ نوشته شده در
86/12/24ساعت 21:26 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
ترجيح مي دم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم ...... |
|
+ نوشته شده در
86/12/19ساعت 20:42 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
خانم! آقا !
لطفآیکی تان آن پنیر را بدهید
من از تله موش می ترسم
|
|
+ نوشته شده در
86/12/14ساعت 20:1 توسط یکی از بچه های لیست سیاه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 |
|
RSS
|